وبلاگ تخصصی احکام بانوان

محلی برای پاسخگویی به احکام اختصاصی و مورد نیاز بانوان

وبلاگ تخصصی احکام بانوان

محلی برای پاسخگویی به احکام اختصاصی و مورد نیاز بانوان

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندهای روزانه

پرسش . فلسفه اینکه در قرآن در مورد نافرمانى زن از شوهر به مرد اجازه  داده است که زن را بزند چیست؟

شکى نیست که زن امانت الهى نزد شوهر و قابل احترام و تکریم است.  تحقیر، استهزاء، توهین و تنبیه و کتک زدن زن جایز نیست و اگر قرآن مجید در  یک مورد تنبیه زن را جایز شمرده است، در شرایط خاص و پس از طى مراحل  پیشین مى باشد.

خداوند متعال مى فرماید: «... وَ اَللاَّتِى تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ  فِى اَلْمَضاجِعِ وَ اِضْرِبُوهُنَّ، فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً، إِنَّ اَللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبِیرا»[1]؛  «اسرار شوهران خود را حفظ مى کنند. و زنانى را که از نافرمانى آنان بیم دارید  [نخست ]پندشان دهید و [بعد ]در خوابگاه ها از ایشان دورى کنید و [اگر تأثیر  نکرد ]آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت کردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى  [براى سرزنش ]مجویید، که خدا والاى بزرگ است».

در این رابطه نکاتى چند شایان توجه است:

1. دستورات صادره در این آیه در مورد نشوز است و نشوز آن است که زن در  مقابل تکالیف اختصاصى اش؛ یعنى، تمکین و عفاف، بدون هیچ عذر موجهى  سرپیچى نماید. جالب این است که اگر زنى از انجام کارهاى خانه دارى و  بچه دارى و... خوددارى کند، هیچ حقى براى مرد نسبت به اجبار و یا تنبیه زن  وجود ندارد بلکه تنها در «نشوز» زن تنبیه مطرح شده است.

2. «نشوز» زن مخالف حقوق مرد است و براى مقابله با آن، بهترین راه این  است که قبل از مراجعه به دیگران، مشکل را در داخل خانه حل نمود؛ ولى اگر  چنین چیزى میسر نبود، نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن دیگران مى رسد که در آیه بعد سالم ترین راه آن عنوان شده است.

3. حل مسأله نشوز در داخل خانه نیز به روش هاى مختلفى انجام پذیر است و  جالب این است که خداوند از ملایم ترین راه ها شروع نموده و در صورت  تأثیرگذارى آن، مراتب بالاتر را اجازه نداده است. ازاین رو در مرتبه اول سفارش  به پند و اندرز نموده است. چنین روشى حکیمانه ترین شیوه در حل مشکلات  زوجین است؛ لیکن اگر زنى در برابر اندرزها و نصایح شوهر، سر تسلیم  فرود نیاورد و هم چنان بر تخلف خود اصرار ورزید، خداوند راه دومى را  پیشنهاد نموده است که خوددارى از هم بستر شدن با زن مى باشد. اگر مشکل  حل شد، شوهر حق در پیش گرفتن راه سوم را ندارد؛ اما اگر زن در هم چنان  سرسختى نشان داد و حاضر به تأمین حقوق شوهر نگردید؛ در این رابطه  چند راه قابل تصور است:

الف) مرد حقوق خود را نادیده انگارد و در مقابل نشوز زن به کلى ساکت شود،  هر چند سالیان دراز این برنامه ادامه یابد. چنین چیزى براساس هیچ منطقى  قابل الزام نیست و اختصاص به مرد هم ندارد؛ یعنى، در هیچ یک از نظام هاى  حقوقى جهان، نمى توان به صاحب حقى الزام کرد که در برابر حقوق خود  ساکت شود و دم نزند. بلى از نظر اخلاقى، آن هم در موارد خاصى مى توان  چنین توصیه اى نمود؛ ولى نباید بین مسأله حقوقى و اخلاقى خلط کرد.  از طرف دیگر نشوز زن تنها به ضرر شوهر نیست؛ بلکه غالباً تمام خانواده و  چه بسا شخص زن نیز در این رابطه آسیب بیند. ازاین رو بر مرد لازم است که  به عنوان مدیر کانون خانواده، کنترل هدایت گرانه و سازنده بر رفتار زن  داشته باشد.

ب) راه دیگر آن است که مرد از هر طریق ممکن استیفاى حقوق نماید. چنین  چیزى را هرگز شارع اجازه نمى دهد و براى استیفاى حق، روش هاى معینى  وضع نموده است؛ زیرا محدود نساختن شیوه هاى احقاق حق و اصلاح  مشکل، موجب روا داشتن ستم هاى زیادى به زن مى شود و مفاسد و مظالم  دیگرى به بار مى آورد.

ج) راه سوم آن است که مرد با مراجعه به دیگران - اعم از مراجع قضایى یا افراد  ذى نفوذ دیگر - حقوق خود را استیفا کند، چنین چیزى اگر چه ممکن است  حق مرد و دیگر اعضاى خانواده را تأمین کند، ولى با امکان حل مشکل در  داخل خانه، بهتر است مسأله به بیرون کشیده نشود؛ زیرا ابراز خارجى مسائل  داخل خانه، آسیب هاى فراوانى براى حیثیت خانواده به بار مى آورد. از این رو خداوند حکیم حل خارجى را به عنوان آخرین راه ممکن پیشنهاد مى کند.

د) راه چهارم آن است که مرد قاطعانه تر برخورد کند. در این راستا قرآن مجید به عنوان آخرین راه ممکن جهت حل مشکل در داخل منزل، مسأله «ضرب» را  مطرح نموده است. البته «زدن» نیز حدودى دارد که هرگز با آنچه در اذهان  عمومى یا تبلیغات مسموم مطرح مى شود، سازگارى ندارد.

در رابطه با حد و چگونگى زدن، علامه مجلسى(ره) روایتى از فقه الرضا (علیه السلام)   نقل نموده است که: «وَالضَّربُ بِالسِّواکِ وَ شِبْهِهِ ضَرْبا رَقیقا»؛ «زدن باید با وسایلى  مانند مسواک و امثال آن باشد، آن هم با مدارا و ملایمت»[2].

روایت یاد شده به خوبى نشان مى دهد که «ضرب» باید در پایین ترین حد  ممکن باشد و نباید آسیبى بر بدن وارد کند. وسیله اى که در این روایت اشاره شده  چوبى بسیار نازک و سبک و کم ضربه است و شیوه زدن نیز باید ملایم و خفیف  باشد به طورى که حتى رنگ پوست تغییرى نکند.

نکته دیگرى که از آیه شریفه به دست مى آید، این است که دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد و نباید به آن مداومت بخشید؛ زیرا به دنبال  این عمل دو واکنش احتمال مى رود: یکى آن که زن به حقوق مرد وفادار شود.  در این صورت قرآن مى فرماید: «فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً»[3]؛ «اگر  به اطاعت درآمدند بر آن ها ستم روا مدارید»؛ یعنى، اگر زن در برابر حقوقى که  بر آن پیمان بسته است، تسلیم شد دیگر مقابله زدن او، ظلم و تجاوز است.  واکنش احتمالى دیگر آن است که هم چنان سرسختى نشان دهد و کانون خانواده  را گرفتار تزلزل و بى ثباتى نماید.

در این رابطه در آیه بعد فرموده است: «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ  أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُرِیدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اَللَّهُ بَیْنَهُما إِنَّ اَللَّهَ کانَ عَلِیماً خَبِیرا»[4]؛ «و اگر  از جدایى میان آن دو [: زن و شوهر] بیم دارید پس داورى از خانواده آن [شوهر ]و  داورى از خانواده آن [زن] تعیین کنید. اگر سرِ سازگارى دارند، خدا میان آن دو  سازگارى خواهد داد. آرى! خدا داناى آگاه است».

نکته جالب توجه این است که قرآن مجید در آخرین مرحله، گشودن گره را به  دست نزدیکان و بستگان قرار مى دهد. حکمت این حکم آن است که نخست  مشکل درون خانه حل شود و در مرحله بعددر میان خانواده و فامیل حل شود و تا  جایى که ممکن است در پاى قانون و مراجع قانونى به میان نیاید؛ بلکه ابتدا کار به  نزدیکان و خویشان سپرده مى شود، تا با برخوردهاى عاطفى و بررسى هاى  عقلانى، در حد امکان مشکل را با صفا و صمیمیت حل کنند و خداوند نیز وعده  داده است که در توفیق اصلاح با آنان، همراهى و همکارى کند و این از لطایف  احکام و دستورات نورانى قرآن است، تا مسأله با سلامت هر چه بیشتر مسیر خود  را طى کند و براى این که حقى از هیچ یک از طرفین زایل نشود و تبعیضى رخ ندهد، فرموده است که از هر جانب داورى برگزیده شود و با رعایت حقوق و  مصالح طرفین، مشکل را برطرف نمایند. خلاصه راه حل در این «زدن» مشروط  به شرایط زیر دیده است:

1. این حکم اختصاص به مورد سرپیچى زن از تکلیف خود و حقوق مسلم مرد دارد؛  حقوقى که زن با پیمان ازدواج، وفادارى خود را نسبت به آن متعهد شده است.

2. در راستاى حل مشکل در داخل خانه و خوددارى از ابراز آن در خارج است.

3. تنبیه، آخرین مرحله و راهکار براى حل اختلاف در خانه است و بدون گذر از  مراحل پیشین روا نیست.

4. حد آن نازل ترین مرتبه ضرب است و نباید موجب کمترین آسیبى بر بدن زن  شود.

5. موقتى است؛ یعنى، باید به زودى از آن دست کشید.

از نکات یاد شده حکمت وضع این حکم روشن مى شود و درمى یابیم که این  مقدار ضرب با کیفیت اشاره شده هیچ تأثیرى در آسیب رساندن به استعدادهاى  زنان ندارد؛ بلکه آنچه موجب اخلال در توانایى هاى جسمى و فکرى زن  مى شود، خروج از حدود یاد شده از نظر استمرار زمانى و به کارگیرى شیوه هاى  خشن و ظالمانه در این رابطه است.[5]

در پایان شایان ذکر است که دیدگاه کلى شارع نسبت به زدن همسر،  نگرشى منفى است و نصوص زیادى در نهى از این عمل وارد شده است.  این روایات همه در زمانى بیان شده که خشونت علیه زنان از توهین و فحاشى گرفته تا ضرب و جرح و حتى قتل رواج داشت و اسلام آنها را تحریم و  مستوجب مجازات فقهى و قضایى در دنیا و عذاب آخرت دانست. برخى از این  روایات عبارتند از:

1. پیامبر (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «من در شگفتم از کسى که زن خود را مى زند، در حالى که  خودش براى کتک خوردن، سزاوارتر است. زنانتان را مزنید که قصاص دارد».[6]

2. از امام صادق (علیه السلام)  از پدرش روایت شده که گفت: «وقتى با زنى ازدواج مى کنید،  احترامش کنید. زن مایه آرامش شما است. زنان را آزار ندهید و حقوق آنان را  ضایع نکنید».[7]

4. از نبى اکرم (صلی الله علیه وآله)  نقل شده که فرمود: «جبرئیل به من خبر داد و آنقدر سفارش زنان را  مى کرد که گمان کردم براى شوهر جایز نیست یک اف به همسرش بگوید».[8]

6. رسول خدا مى فرماید: «آیا زن را کتک مى زنید سپس مى خواهید با او هم آغوش باشید»!![9]

پی نوشتها:

[1]. نساء 4، آیه 34.

[2]. بحارالانوار، ج 104، ص 58.

[3]. نساء 4، آیه 34.

[4]. نساء 4، آیه 35.

[5]. براى آگاهى بیشتر ر.ک:

الف. واژه نامه روان پزشکى و روان شناسى، ص 132، هارولد کاپلان و بنیامین سادوک.

ب. واژه نامه روان پزشکى انجمن روان پزشکان آمریکا، ترجمه: مهرداد فیروز و خشایار بیگى.

ج. تفسیر نمونه، ج 3، ص 373.

[6]. «اِنّى اَتَعَجَّبُ مِمَّنْ یَضْرِبُه اِمْرَأَتَهُ وَ هُوَ بِالضَّرْبِ اُولى مِنْها لا تَضْرِبُوا نِساءَکُمْ بالاخَشَبِ فَاِنَّ فیه القَصاصِ»؛  بحارالانوار، ج 100، ص 249.

[7]. «مَنْ اِتَّخَذَ اِمْرَأةً فَلْیَکْرِمْها فَاِنَّما اِمْرَأةُ اَحَرِکُمْ لُعْبَةٌ فَمَنْ اتَّخَذَها فَلا یُضَیِّعْها»؛ بحارالانوار، ج 103، ص 224.

[8]. «اَخْبَرنى اَخى جِبْرِئیلَ وَ لَمْ یَزَلْ یُوصینى بِالنِّساءِ حَتَّى ظَنَنْتُ اَنْ لا یَحِلَّ لِزَوْجِها اَنْ یَقُولَ لَها اُفٍّ»؛  مستدرک الوسائل، ج 14، ص 252.

[9]. «اَیَضْرِب اَحَدُکُمْ اَلْمَرأَةَ ثُمَّ یَظِلُّ مُعانَقَها»، کافى، ج 5، ص 509.

  • سید محمد علوی زاده

زدن زن ها

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی